احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

411

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

هر هفته بلكه هر روز يك اتمام حجت هولناكى از دول ميرسد ولى شايد اتمام حجتهائى كه بايران از طرف دولتين روس و انگليس داده شده و تقاضاهاى توهين‌آميزى كه به تهديد خفه كردن آن دولت شده است نه در عدد و نه در شدت كمتر از مال يونان نباشد در صورتى كه در نتيجه سياسى هزاران مرتبه بدتر از آن است گذشته از اتمام حجت سرهنگ سنارسگى فرمانده اردوى سفرى روس در بيله سوار ( در سرحد مغان ) در اواخر ربيع الثانى 1326 به مهلت 15 روزه براى تنبيه شاهسون‌ها و اتمام حجت انگليس در 11 شوال 1328 به مهلت سه ماهه راجع به نظم راههاى جنوب ايران و تهديد تشكيل يك قشون ايرانى در زير حكم صاحب‌منصبان انگليسى ، اتمام حجتهاى هولناك تاريخى روس در ذى الحجه 1329 راجع به اخراج شوستر امريكائى و سلب حقوق استخدام خارجه از دولت ايران جاودان در خاطر ايرانى خواهد ماند و شايد آن ايام روىهم‌رفته بدترين روزهاى ايران در تاريخ اخير بوده است بعد از آن به خاطر مياوريم يادداشت ديگر دولتين روس و انگليس را به شكل اتمام حجت در 29 صفر 1330 راجع به مجبور كردن دولت ايران به شناختن رسمى قرارنامه 1325 ما بين روس و انگليس درباره ايران و سلب حق تشكيل قشون از دولت ايران و غيره . اينك از تلگرافات واصله به جرايد فرنگ معلوم مىشود كه باز يك اتمام حجت تازه براى سلب آخرين حقوق استقلال ايران از طرف دو جلاد اين مملكت بدولت بيچاره ايران در 18 ربيع الثانى امسال 1335 داده شده است به مهلت دو روزه راجع به تقاضاى اجراى مواد يادداشت دولتين مزبور مورخه 4 شوال 1334 درباره امور قشونى و مالى ايران شرح اين واقعه بطور اجمال چنان است كه در 4 شوال 1334 سفارت‌هاى روس و انگليس در تهران يادداشتى بدولت ايران . فرستادند ؛ يادداشت مزبور كه در عداد اسناد مهم تاريخى ايران خواهد ماند و به شخص صدراعظم ايران ولى خان سپهسالار اعظم تنكابنى داده شده است بدولت ايران تقريبا تكليف ميكرد كه امور مالى و نظامى مملكت ايران در زير نظارت آن دو دولت گذاشته شود اين يادداشت از دولت ايران تقاضا ميكرد كه تشكيل يك قشونى ايرانى را در ولايات جنوبى بعده يازده هزار نفر تحت فرماندهى صاحب‌منصبان انگليسى بپذيرد و عده فوج ايرانى در ولايات شمالى نيز به همان اندازه شده هر دو دولت تكليف ميكردند كه عده كافى از صاحب‌منصبان حربى و اطباى نظامى و غيرنظامى خودشان تشكيل و تعليم اين دو قوه نظامى را بدهند و بعلاوه محض دوستى صميمى كه با ايران دارند مخارج تشكيل و نگاهدارى اين قوى را نيز اقلا تا آخر جنگ فرنگستان به عهده بگيرند . علاوه بر اينها يادداشت مزبور متضمن تكليفى راجع بنظارت ماليه بود به اين ترتيب كه به هيئت مختلط ماليه كه از 11 رجب 1334 ( 24 برج ثور لوئيل ) تا اندازه مشغول مراقبه در امور ماليه بودند اختيارات خيلى كامل داده شود و بر اقتدار آن فوق العاده افزوده گردد و در انتخاب اشخاص اين هيئت مختلط و تعيين قطعى آنها حق سفارتين عملى شود سفارتين براى آنكه دولت اختيارات مطلوبه در ماليه را تعيين و تحديد كند يك صورت لايحه حكمى مشتمل بر سه ماده در باب اختيارات بيادداشت مزبور الصاق كرده بودند كه بموجب آن لايحه هيئت مختلط مذكور تقريبا در تمام ماليه ايران چه از حيث عايدات و چه مصارف و چه تصويب آنها حاكم مطلق باشد . اين هيئت كه بعدها بنابر نشريات جرايد از اعضاى روسى و انگليسى و بلژيكى و ايرانى مركب شده اينك زمام ماليه ايران را در كار است كه بدست خود بگيرد . سپهسالار دو روز بعد از دريافت اين يادداشت بعنوان « حالت اجبارى » بدون مشاوره با اعضاى كابينه و بدون اطلاع اعليحضرت شاه جواب موافقى شخصا به دو سفارت نوشته بود همين فقره اسباب تغير خاطر ملوكانه گرديده و تصادف آن با دخول عثمانيها بهمدان موجب عزل سپهسالار و نصب ميرزا حسن خان وثوق الدوله بجاى وى گرديد . سفارتين روس و انگليس فرصت فوت نكرده و فورا مراسله شخص سپهسالار را دست‌آويز قرار داده شروع بعمليات نمودند سفارت انگليس در 7 شوال 1334 مراسله بدولت ايران نوشت مبنى بر آنكه به موجب يادداشت 4 شوال و جواب موافق دولت ايران ، دولت انگليس جنرال سرپرسى سايكس را به رياست قوائى كه براى حفظ انتظام جنوب ايران تشكيل مييابد انتخاب كرده است و خواهش كرده كه به مأمورين محلى ولايات جنوبى تعليمات داده شود با مشار اليه مساعدت نمايند . » 4 شنبه 25 جمادى الآخره 1335 - 18 آوريل 1917 متن بيانيه حكومت موقتى روسيه كه رونوشت آن در طهران بدولت شاهنشاهى ابلاغ گرديد : « هموطنان ، حكومت موقتى اوضاع و احوال مملكت را در تحت دقت و مطالعه درآورده و تصميم كرده است كه حقيقت احوال را باهالى اعلام دارد ؛ حكومت سابق تمام امور دفاعيه مملكت را در يك حالت پريشانى انداخته و سرنگون گشته وضعيت ماليه ، مهمات ، تجهيزات عسكرى تماما در يك حالت پريشان تاسف‌خيزى است . حكومت موقتى با معاونت جمعيت تمام قواى ممكنه خود را بجبران و اصلاح اين حالت مصروف خواهد داشت فرصتى بران تعليل باقى نمانده است . دو سال و نيم است كه خون مثل سيل از شرائين ابنأ وطن جارى است ليكن هنوز مملكت در زير ضربت دشمن نيرومندى كه سرزمين ما را استيلا نموده و باز هم ضربات قطعى جديدى تدارك كرده